گفتم .... گفت!!!
گفتم : خسته ام؟
گفت : از رحمت خدا نا امید نشید (زمر/53)
گفتم : انگار مرا فراموش کرده ای؟
گفت : منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)
گفتم : تا کی باید صبر کرد؟
گفت : تو چه میدانی ! شاید موعدش نزدیک باشد(احزاب/63)
گفتم : چه دل بزرگی داری ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک است یه اشاره ای کنی تمومه!
گفت : شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه(بقره/216)
گفتم : اصلا چطور دلت میاد؟
گفت : خدا نسبت به همه مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)
گفتم : دلم گرفته؟
گفت : (مردم به چی دل خوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند(یونس/158)
گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله؟
گفت : خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159)
گفتم : خیلی چاکریم ! ولی این بار انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن !
گفت : بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند. اگه خیری به آنها برسد آرامش پیدا میکنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند رو گردان میشوند. ایشان خودشان در دنیا و آخرت ضرر میکنند (حج/11)
نظر یادتون نره !!!!
[ جمعه 8 دی 1391برچسب:درد دلهای من ,,,, ] [ 15:0 ] [ * پسر بد * ]
[